معنی ۱informal · 95%
اتاق یا ساختمانی که در آن آزمایشها و تستهای علمی انجام میشوند
مثالهای طبیعی
We did the experiment in the school lab.
ما آزمایش را در آزمایشگاه مدرسه انجام دادیم.
She works in a medical lab.
او در یک آزمایشگاه پزشکی کار میکند.
The university has several modern labs.
دانشگاه چند آزمایشگاه مدرن دارد.
نکتهٔ کاربردی
lab بهویژه در انگلیسی غیررسمی شکل کوتاه و رایج laboratory است.
ترکیبهای رایج
— آزمایشگاهی برای فعالیتهای علمی

