معنی ۱neutral · 90%
روی چیزی برچسب گذاشتن یا اطلاعات شناساییکننده نوشتن
مثالهای طبیعی
Label each box with its contents.
روی هر جعبه محتویاتش را برچسب بزن.
All samples were clearly labelled.
همهٔ نمونهها بهوضوح برچسبگذاری شده بودند.
She labelled the parcel before posting it.
او پیش از ارسال بسته، روی آن برچسب زد.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی بریتانیایی، شکل گذشته معمولاً `labelled` نوشته میشود.
ترکیبهای رایج
— دارای اطلاعات شناساییکنندهٔ واضح

