معنی ۱neutral · 90%
وضعیتی که در آن مقدار کافی از چیزی ضروری یا موردنیاز وجود ندارد
مثالهای طبیعی
The project failed because of a lack of funding.
پروژه بهدلیل کمبود بودجه شکست خورد.
Lack of sleep affects concentration.
کمبود خواب بر تمرکز تأثیر میگذارد.
There was a clear lack of information.
کمبود آشکاری در اطلاعات وجود داشت.
نکتهٔ کاربردی
از `lack of + noun` استفاده میشود.
ترکیبهای رایج
— نداشتن مقدار کافی از چیزی

