معنی ۱neutral · 90%
مقدار کافی از چیزی ضروری یا مفید نداشتن
مثالهای طبیعی
The team lacks experience.
تیم تجربهٔ کافی ندارد.
The device lacks several useful features.
این دستگاه چند قابلیت مفید را ندارد.
His explanation lacked detail.
توضیحات او جزئیات کافی نداشت.
نکتهٔ کاربردی
در نقش فعل، `lack` در انگلیسی بدون `of` مفعول مستقیم میگیرد.
ترکیبهای رایج
— تجربهٔ کافی نداشتن

