وسیلهای با دو پایهٔ بلند و پلههایی میان آنها که برای بالا یا پایین رفتن استفاده میشود
مثالهای طبیعی
He used a ladder to clean the upstairs windows.
او برای تمیز کردن پنجرههای طبقهٔ بالا از نردبان استفاده کرد.
Hold the ladder firmly while I climb onto the roof.
وقتی من روی بام میروم، نردبان را محکم نگه دار.
Two ladders were stored behind the workshop.
دو نردبان پشت کارگاه نگهداری میشد.
نکتهٔ کاربردی
نردبان پلهها یا میلههای جداگانه دارد و معمولاً قابلجابهجایی است، برخلاف راهپله.

