ناتوان از راهرفتنِ عادی به دلیل آسیبدیدگی یا ضعفِ پا
مثالهای طبیعی
The dog was lame after hurting its paw.
سگ بعد از آسیبدیدن پنجهاش میلنگید.
Our horse went lame during the ride.
اسب ما در میانهٔ سواری لنگ شد.
A lame sheep stood apart from the flock.
گوسفندی لنگ دور از گله ایستاده بود.
نکتهٔ کاربردی
این معنی بیشتر دربارهٔ حیوانات به کار میرود. برای افراد دارای معلولیت، از توصیف دقیق و محترمانه استفاده کنید و آنها را با lame خطاب نکنید.
