معنی ۱neutral · 95%
وسیلهای که معمولاً با برق نور تولید میکند
مثالهای طبیعی
There is a lamp beside my bed.
کنار تخت من یک چراغ قرار دارد.
Please turn on the lamp.
لطفاً چراغ را روشن کن.
The shop sells lamps in many styles.
فروشگاه چراغهایی در سبکهای مختلف میفروشد.
نکتهٔ کاربردی
lamp معمولاً منبع نوری نسبتاً کوچکی است که میتواند روی مبلمان یا کف قرار بگیرد.
ترکیبهای رایج
— چراغی کنار تخت

