معنی ۱neutral · 90%
بخش جامد سطح زمین که با آب پوشیده نشده است.
مثالهای طبیعی
Some animals live on land.
بعضی حیوانات روی خشکی زندگی میکنند.
We travelled by land instead of by sea.
ما بهجای مسیر دریایی، از راه زمینی سفر کردیم.
We could finally see land from the boat.
بالاخره توانستیم از قایق خشکی را ببینیم.
نکتهٔ کاربردی
وقتی land به معنی خشکی در مقابل دریا باشد، معمولاً غیرقابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— روی خشکی، نه در آب

