معنی ۱neutral · 90%
دارای زمینهای وسیع، بهویژه بهعنوان دارایی خانوادگی در طول نسلها.
مثالهای طبیعی
The landed gentry dominated local politics for centuries.
زمینداران صاحبنفوذ چندین قرن بر سیاست محلی تسلط داشتند.
She came from a prosperous landed family.
او از خانوادهای ثروتمند و زمیندار میآمد.
Records reveal the holdings of several landed families.
اسناد، املاک چند خانوادهٔ زمیندار را نشان میدهند.
نکتهٔ کاربردی
landed در اینجا به مالکیت زمین اشاره دارد، نه هواپیمایی که فرود آمده است؛ این صفت عمدتاً پیش از اسم میآید.
