معنی ۱neutral · 90%
فاقد مالکیت زمین، بهویژه زمین کشاورزیای که بتوان از آن امرار معاش کرد.
مثالهای طبیعی
Many landless farmers rely on seasonal employment.
بسیاری از کشاورزان بیزمین به کار فصلی وابستهاند.
The workers remained landless despite years of farming.
این کارگران با وجود سالها کشاورزی همچنان بیزمین ماندند.
The programme offered landless families access to small plots.
این برنامه به خانوادههای بیزمین امکان دسترسی به قطعهزمینهای کوچک را داد.
نکتهٔ کاربردی
landless معمولاً به مالکیت زمین کشاورزی مربوط است، نه صرفاً نداشتن خانه.
