حسی خوشایند و رؤیایی از آرامش و بیمیلی به فعالیت.
مثالهای طبیعی
A gentle languor settled over the seaside town.
رخوتی ملایم بر شهرِ ساحلی حکمفرما شد.
She savoured the languor of a long afternoon.
او از رخوتِ خوشایندِ یک بعدازظهرِ طولانی لذت میبرد.
The film’s languor reflected its sun-drenched setting.
آهنگِ کُند و خوابآلودِ فیلم بازتابِ فضایِ آفتابگرفتهٔ آن بود.
نکتهٔ کاربردی
در متنهایِ ادبی و تصویرپردازانه، languor میتواند حسی دلانگیز و آسوده ایجاد کند، نه ناراحتی.
