معنی ۱neutral · 89%
صنعتگری که سنگهای قیمتی را برش میدهد، شکل میدهد و صیقل میزند.
مثالهای طبیعی
The jeweller asked a lapidary to shape the sapphire.
جواهرساز از یک گوهرتراش خواست به یاقوت کبود شکل بدهد.
Several lapidaries demonstrated traditional stone polishing.
چند گوهرتراش روشهای سنتی صیقل دادن سنگ را به نمایش گذاشتند.
Our lapidary repaired the chipped edge of the gem.
گوهرتراش ما لبهٔ لبپرشدهٔ نگین را ترمیم کرد.
نکتهٔ کاربردی
نام حرفهای تخصصی است که هنوز در ساخت زیورآلات کاربرد دارد.
