که بهدلیل پایان مدت و تمدیدنشدن، دیگر معتبر یا فعال نیست.
مثالهای طبیعی
A lapsed policy will not cover the accident.
بیمهنامهٔ منقضیشده هزینهٔ آن حادثه را پوشش نخواهد داد.
The register listed several lapsed memberships.
در فهرست، چند عضویت منقضیشده ثبت شده بود.
The driver presented a lapsed licence at renewal.
راننده هنگام تمدید، گواهینامهای منقضیشده ارائه کرد.
نکتهٔ کاربردی
lapsed بهعنوان صفت، وضعیتی منقضی یا غیرفعال را نشان میدهد؛ بسته به مقررات، تمدید ممکن است اعتبار را بازگرداند.
