بخشیدنِ سخاوتمندانهٔ پول، هدیه یا امتیاز، بهویژه از طرفِ فرد یا نهادی ثروتمند یا قدرتمند.
مثالهای طبیعی
The museum survived on the largess of anonymous patrons.
موزه با کمکهایِ سخاوتمندانهٔ حامیانِ ناشناس سرپا ماند.
Corporate largess financed the new community clinic.
کمکهایِ مالیِ سخاوتمندانهٔ شرکتها هزینهٔ ساختِ درمانگاهِ جدیدِ محله را تأمین کرد.
Voters questioned such largess during an austerity programme.
رأیدهندگان در دورانِ اجرایِ برنامهٔ ریاضتِ اقتصادی، چنین دستودلبازیای را زیرِ سؤال بردند.
نکتهٔ کاربردی
این اسم بیشتر به عملِ بخشندگی یا منابعِ بخشیدهشده اشاره میکند، نه به یک هدیهٔ شمارشپذیر؛ در بافتِ سیاسی ممکن است لحنی انتقادی داشته باشد.
