معنی ۱neutral · 90%
مربوط به مرحلهٔ نابالغ جانور، پیش از تبدیلشدن به شکل بالغ.
مثالهای طبیعی
The larval stage of a butterfly is a caterpillar.
مرحلهٔ لاروی پروانه، کرمِ پروانه است.
Researchers collected larval insects from shallow water.
پژوهشگران حشراتِ مرحلهٔ لاروی را از آب کمعمق جمعآوری کردند.
Larval feeding left holes in the cabbage leaves.
تغذیهٔ لاروها سوراخهایی در برگهای کلم ایجاد کرده بود.
نکتهٔ کاربردی
larval صفت است؛ larva اسم مفرد و larvae شکل جمع رایج آن است.
