معنی ۱neutral · 95%
آخرین شخص یا چیز در یک ترتیب یا گروه
مثالهای طبیعی
I was the last to leave the building.
من آخرین نفری بودم که ساختمان را ترک کرد.
She ate the last of the biscuits.
او آخرین بیسکویت باقیمانده را خورد.
He finished last, but the last received applause too.
او آخر از همه به خط پایان رسید، اما آخرین نفر هم تشویق شد.
نکتهٔ کاربردی
در نقش اسم، last معمولاً به شکل the last میآید و به آخرین شخص یا چیز اشاره میکند.
ترکیبهای رایج
— آخرین شخص یا چیز باقیمانده از یک گروه

