معنی ۱informal · 88%
کمی دیرتر از زمان معمول یا مورد انتظار.
مثالهای طبیعی
We stopped for a latish lunch after the hike.
بعد از پیادهروی، برای ناهاری نسبتاً دیرهنگام توقف کردیم.
The concert had a latish start for a Sunday.
برای روز یکشنبه، کنسرت نسبتاً دیر شروع شد.
His latish arrival worried the receptionist.
دیر رسیدنِ او مسئول پذیرش را نگران کرد.
نکتهٔ کاربردی
latish در گفتار غیررسمی بهکار میرود و زمان را دقیق مشخص نمیکند؛ در نوشتهٔ رسمی slightly late مناسبتر است.
