دومینِ دو شخص یا چیزی که همین الان ذکر شدهاند
مثالهای طبیعی
Of tea and coffee, I prefer the latter.
از میان چای و قهوه، دومی را ترجیح میدهم.
Both models work, but the latter is cheaper.
هر دو مدل کار میکنند، اما دومی ارزانتر است.
We discussed both proposals and adopted the latter.
هر دو پیشنهاد را بررسی کردیم و دومی را پذیرفتیم.
نکتهٔ کاربردی
فقط زمانی از `the latter` استفاده کنید که دقیقاً دو گزینهٔ مرتبط بهوضوح در بافت مشخص شده باشند.
