در دورهٔ زمانی اخیر؛ اخیراً.
مثالهای طبیعی
Latterly, the shop has attracted younger customers.
این فروشگاه اخیراً مشتریان جوانتری جذب کرده است.
Her paintings have become more abstract latterly.
نقاشیهای او اخیراً انتزاعیتر شدهاند.
The business has latterly focused on exports.
این کسبوکار اخیراً بر صادرات تمرکز کرده است.
نکتهٔ کاربردی
latterly رسمیتر از recently است؛ در زبان روزمره معمولاً recently انتخاب سادهتری است.
