معنی ۱formal · 86%
ستایش پرشور و فراوانی که با زبانی فاخر یا ادبی بیان میشود.
مثالهای طبیعی
The poet gives laud to the town’s volunteer rescuers.
شاعر، امدادگران داوطلب شهر را میستاید.
His verse offers laud for acts of quiet kindness.
شعر او در ستایش مهربانیهای بیسروصداست.
The speech blended solemn warnings with generous laud.
سخنرانی، هشدارهای جدی را با ستایش سخاوتمندانه درآمیخت.
نکتهٔ کاربردی
در مقام اسم، در زبان روزمره بسیار نادر است و معمولاً میتوان بهجای آن praise گفت.
