معنی ۱neutral · 95%
صدا یا عمل خندیدن
مثالهای طبیعی
The room was full of laughter.
اتاق پر از صدای خنده بود.
She started crying with laughter.
او از شدت خنده اشکش درآمد.
We heard laughter from the next room.
ما صدای خنده را از اتاق کناری شنیدیم.
نکتهٔ کاربردی
laughter غیرقابلشمارش است؛ معمولاً از a laughter یا laughters استفاده نکن.
ترکیبهای رایج
— خندهای ناگهانی و کوتاه اما شدید

