معنی ۱formal · 87%
مجاز بر اساس قانون یا انجامشده مطابق آن.
مثالهای طبیعی
The committee confirmed that the vote was lawful.
کمیته تأیید کرد که رأیگیری قانونی بوده است.
Officers need a lawful reason to enter the house.
مأموران برای ورود به خانه به دلیلی قانونی نیاز دارند.
Was the search lawful without a warrant?
آیا بازرسی بدون حکم قضایی قانونی بود؟
نکتهٔ کاربردی
lawful نسبتاً رسمی است؛ در گفتوگوی روزمره legal رایجتر است.
ترکیبهای رایج
— اختیاری که قانون به کسی داده است
