معنی ۱neutral · 90%
ناحیهای از چمن کوتاه و مرتباً کوتاهشده در نزدیکی ساختمان یا در باغ
مثالهای طبیعی
He mows the lawn every Saturday morning.
او هر شنبه صبح چمن را کوتاه میکند.
Guests gathered on the lawn before dinner.
مهمانان پیش از شام روی چمن جمع شدند.
The house has a wide lawn behind it.
خانه در پشت خود محوطهٔ چمن وسیعی دارد.
نکتهٔ کاربردی
برای چمن کوتاه و نگهداریشده از `lawn` استفاده کنید، نه برای هر زمین طبیعی علفپوش.
ترکیبهای رایج
— چمن را کوتاه کردن
