معنی ۱neutral · 90%
پروندهٔ حقوقیای که در آن یک طرف از دادگاه علیه طرف دیگر درخواست جبران یا حکم میکند
مثالهای طبیعی
The supplier filed a lawsuit against the manufacturer.
تأمینکننده علیه تولیدکننده دعوی حقوقی مطرح کرد.
The lawsuit ended after both companies reached an agreement.
این دعوی پس از آنکه دو شرکت به توافق رسیدند پایان یافت.
Misleading claims can trigger costly lawsuits.
ادعاهای گمراهکننده میتوانند به دعاوی پرهزینه منجر شوند.
نکتهٔ کاربردی
`Lawsuit` بهویژه برای رسیدگیهای مدنی رایج است؛ تعقیبهای کیفری معمولاً `lawsuit` نامیده نمیشوند.
