معنی ۱formal · 88%
سهلانگاری در رعایت دقت، انضباط یا معیارهای سختگیرانهٔ لازم.
مثالهای طبیعی
Inspectors criticized the laxity of hygiene checks.
بازرسان از سهلانگاری در بررسیهای بهداشتی انتقاد کردند.
Laxity in enforcing deadlines caused repeated delays.
سهلگیری در اجرای مهلتها باعث تأخیرهای مکرر شد.
The board acknowledged excessive laxity about spending rules.
هیئتمدیره به سهلانگاری بیشازحد در رعایت مقررات هزینهکرد اذعان کرد.
نکتهٔ کاربردی
رسمی و معمولاً انتقادی است؛ اغلب با in یا about میآید.
