نحوهٔ چیدمان اتاقها، اشیا یا عناصر فیزیکی دیگر
مثالهای طبیعی
The new layout gives teams more shared space.
چیدمان جدید فضای مشترک بیشتری در اختیار تیمها میگذارد.
I like the layout of this apartment.
چیدمان این آپارتمان را دوست دارم.
Engineers tested three layouts before moving the machines.
مهندسان پیش از جابهجایی دستگاهها سه چیدمان را آزمایش کردند.
نکتهٔ کاربردی
برای فضاهای فیزیکی، `layout` بر نحوهٔ قرارگیری اجزا تأکید دارد، نه دکوراسیون.
