معنی ۱neutral · 95%
شخصی که مسئول یک گروه است یا آن را هدایت میکند
مثالهای طبیعی
Maya is the leader of our project team.
مایا رهبر تیم پروژهٔ ماست.
A good leader listens to other people.
یک رهبر خوب به دیگران گوش میدهد.
Community leaders met to discuss the problem.
رهبران جامعه برای گفتوگو دربارهٔ مشکل با هم دیدار کردند.
نکتهٔ کاربردی
قبل از گروه یا سازمانی که شخص آن را هدایت میکند، از leader of استفاده کن.
ترکیبهای رایج
— شخصی که مسئول هدایت یک تیم است

