معنی ۱neutral · 90%
برگهٔ چاپی کوچک یا کاغذ تاخوردهای که اطلاعات، دستورالعمل یا تبلیغ ارائه میکند
مثالهای طبیعی
The nurse gave me a leaflet about the treatment.
پرستار بروشوری دربارهٔ درمان به من داد.
Tourist leaflets are available beside the reception desk.
بروشورهای گردشگری کنار میز پذیرش موجود هستند.
Volunteers handed out leaflets outside the station.
داوطلبان بیرون ایستگاه بروشور پخش کردند.
نکتهٔ کاربردی
`Leaflet` معمولاً کوتاهتر و سادهتر از `booklet` است و ممکن است یک برگه یا برگهٔ کوچک تاخورده باشد.

