گروهی از تیمهای ورزشی که بهطور منظم با یکدیگر رقابت میکنند.
مثالهای طبیعی
Our team joined a local league.
تیم ما به یک لیگ محلی پیوست.
She plays in the top league.
او در بالاترین سطح لیگ بازی میکند.
Several leagues organize youth basketball games.
چند لیگ مسابقات بسکتبال نوجوانان را برگزار میکنند.
نکتهٔ کاربردی
league چارچوب برگزاری مسابقات است؛ یک match فقط یکی از رویدادهای درون آن به شمار میرود.
