اجازه دادن به مایع یا گاز که بهطور ناخواسته خارج شود
مثالهای طبیعی
The pipe may leak under high pressure.
ممکن است لوله زیر فشار زیاد نشتی بدهد.
Water began to leak from the damaged joint.
آب از اتصال آسیبدیده شروع به نشت کرد.
Fuel can leak into the surrounding soil.
سوخت میتواند به خاک اطراف نشت کند.
نکتهٔ کاربردی
این معنی فیزیکی معمولاً لازم است؛ ظرف یا سامانهٔ معیوب فاعل میشود.
