معنی ۱neutral · 90%
قابل آموختن از راه آموزش، مطالعه یا تمرین.
مثالهای طبیعی
Every language is learnable with sustained practice.
هر زبانی با تمرین مداوم قابل یادگیری است.
The instructor demonstrated a learnable technique for beginners.
مربی روشی را که مبتدیان میتوانند یاد بگیرند، نشان داد.
Skills once considered innate may be learnable after all.
شاید مهارتهایی که زمانی ذاتی پنداشته میشدند، در واقع آموختنی باشند.
نکتهٔ کاربردی
learnable امکان یادگیری را نشان میدهد، نه اینکه یادگیری حتماً سریع یا بیزحمت باشد.
