معنی ۱neutral · 90%
کمترین مقدار یا تعداد در یک گروه
مثالهای طبیعی
This option caused the least trouble.
این گزینه کمترین دردسر را ایجاد کرد.
He made the least noise.
او کمترین سروصدا را ایجاد کرد.
This route has the least traffic.
این مسیر کمترین ترافیک را دارد.
نکتهٔ کاربردی
least در نقش تعیینکننده همراه the پیش از اسم میآید و کمترین مقدار را در مقایسه نشان میدهد.
