کمتر از همهٔ مقدارهای مورد مقایسه.
مثالهای طبیعی
This task needs the least effort of the three.
از میان این سه کار، این یکی کمترین زحمت را میخواهد.
The second option would cause the least damage.
گزینهٔ دوم کمترین آسیب را ایجاد میکند.
Travelling early creates the least trouble for everyone.
زودتر سفر کردن برای همه کمترین دردسر را دارد.
نکتهٔ کاربردی
برای بیان کمترین مقدار، the least را مستقیم پیش از اسم بیاورید. در least expensive این واژه پیش از یک صفت آمده است.
