معنی ۱neutral · 90%
مادهای ساختهشده از پوست حیوانات که برای لباس، کفش، کیف یا مبلمان استفاده میشود
مثالهای طبیعی
The boots are made of leather.
چکمهها از چرم ساخته شدهاند.
He wore a black leather jacket.
او یک کت چرمی مشکی پوشیده بود.
The sofa is covered in soft leather.
مبل با چرم نرم پوشانده شده است.
نکتهٔ کاربردی
`Leather` در نقش نام ماده معمولاً غیرقابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— کتی ساختهشده از چرم

