معنی ۱neutral · 88%
مادهای مانند مخمر یا مایهترش که به خمیر اضافه میشود تا آن را ور بیاورد.
مثالهای طبیعی
The baker mixed leaven into the flour.
نانوا مایهٔ خمیر را با آرد مخلوط کرد.
Without leaven, this dough would stay flat.
بدون مایهٔ خمیر، این خمیر پف نمیکرد.
Different natural leavens produce distinct flavours in bread.
مایههای طبیعی مختلف، طعمهای متفاوتی در نان ایجاد میکنند.
نکتهٔ کاربردی
leaven اسمِ مادهٔ ورآورنده است؛ فعل to leaven به معنای «باعث ورآمدن خمیر شدن یا کردن» است.
