آزادی عمل برای انتخاب شیوهٔ رفتار یا تصمیمگیری در محدودهای مشخص.
مثالهای طبیعی
The policy gives managers leeway in choosing work schedules.
این سیاست به مدیران در انتخاب برنامهٔ کاری آزادی عمل میدهد.
We have little leeway to change the contract.
برای تغییر قرارداد اختیار چندانی نداریم.
Some teams enjoy more leeway than others.
بعضی تیمها نسبت به بقیه آزادی عمل بیشتری دارند.
نکتهٔ کاربردی
leeway در این معنا معمولاً جمع بسته نمیشود؛ بگویید more leeway، نه more leeways.
