معنی ۱neutral · 90%
تغییر قانون بهگونهای که فعالیتی که پیشتر ممنوع بود مجاز شود.
مثالهای طبیعی
City officials voted to legalize street vending.
مقامهای شهری به قانونیکردن دستفروشی رأی دادند.
The new law legalized overnight parking in designated areas.
قانون جدید پارک شبانه را در مناطق تعیینشده مجاز کرد.
Campaigners hope to legalize the practice nationwide.
فعالان امیدوارند این رویه در سراسر کشور قانونی شود.
نکتهٔ کاربردی
legalize به قانونیکردن چیزی اشاره دارد؛ legitimize ممکن است فقط به پذیرفتنی یا موجه جلوهدادن آن مربوط باشد.
