معنی ۱neutral · 86%
لباس چسبانی که یک پا را میپوشاند و معمولاً یکی از دو تکهٔ جفت است.
مثالهای طبیعی
The left legging has a small tear.
پوشش پای چپ پارگی کوچکی دارد.
She stitched each legging along the inside seam.
او درز داخلی هر پوشش پا را دوخت.
One legging disappeared from the washing basket.
یکی از پوششهای پا از سبد لباسهای شستنی ناپدید شد.
نکتهٔ کاربردی
برای اشاره به شلوار کشیِ چسبان معمولاً جمع leggings به کار میرود. a legging به یک پوششِ جداگانهٔ پا اشاره دارد.
