گروه بزرگ و سازمانیافتهای از سربازان که بخشی از یک ارتش را تشکیل میدهد.
مثالهای طبیعی
A Roman legion could march for many miles.
یک لژیون رومی میتوانست مسافت زیادی را پیاده طی کند.
The commander led his legion into the valley.
فرمانده لژیون خود را به درون دره هدایت کرد.
Several legions guarded the frontier.
چند لژیون از مرز محافظت میکردند.
نکتهٔ کاربردی
شناختهشدهترین کاربرد، یگان نظامی روم باستان است، اما legion در نام بعضی سازمانهای نظامی معاصر نیز دیده میشود.
