معنی ۱neutral · 90%
زمانی که فرد کار یا تحصیل نمیکند و میتواند استراحت یا فعالیتهای دلخواه انجام دهد
مثالهای طبیعی
She spends her leisure time reading.
او اوقات فراغتش را به مطالعه میگذراند.
Swimming is a popular leisure activity.
شنا یک فعالیت تفریحی محبوب است.
People have less leisure than before.
مردم نسبت به گذشته وقت آزاد کمتری دارند.
نکتهٔ کاربردی
`Leisure` معمولاً غیرقابلشمارش است.
ترکیبهای رایج
— وقت آزاد خارج از کار یا تحصیل

