معنی ۱neutral · 95%
میوهای زرد با طعم ترش و آب فراوان
مثالهای طبیعی
Add the juice of one lemon to the sauce.
آب یک لیمو را به سس اضافه کن.
I bought three lemons at the market.
من از بازار سه لیمو خریدم.
She put a slice of lemon in her tea.
او یک برش لیمو داخل چایش انداخت.
نکتهٔ کاربردی
lemon وقتی به یک میوهٔ کامل اشاره دارد قابلشمارش است: one lemon, two lemons.
ترکیبهای رایج
— آب گرفتهشده از لیمو

