معنی ۱neutral · 90%
اندازهٔ فاصلهٔ یک چیز از یک انتها تا انتهای دیگر
مثالهای طبیعی
We measured the length of the room.
ما طول اتاق را اندازه گرفتیم.
The table is two metres in length.
طول میز دو متر است.
The two ropes are different lengths.
این دو طناب طولهای متفاوتی دارند.
نکتهٔ کاربردی
از `length of + object` یا یک مقدار اندازهگیری همراه با `in length` استفاده میشود.
ترکیبهای رایج
— از یک انتها تا انتهای دیگر اندازهگیریشده

