معنی ۱neutral · 88%
مقدار یا شدت چیزی را کمتر کردن، یا کمتر شدن آن.
مثالهای طبیعی
Regular exercise may lessen your risk of illness.
ورزش منظم ممکن است خطر بیماری را برای شما کاهش دهد.
The noise lessened after midnight.
سر و صدا بعد از نیمهشب کمتر شد.
New trees could lessen the effect of summer heat.
کاشت درختان تازه میتواند اثر گرمای تابستان را کاهش دهد.
نکتهٔ کاربردی
وقتی کسی چیزی را کاهش میدهد، lessen مفعول میگیرد؛ اما میتواند کاهش خودبهخودی را هم توصیف کند.
