حالتِ خستگیِ چشمگیر همراه با کاهشِ انرژی یا انگیزه برایِ فعالیت.
مثالهای طبیعی
Persistent lethargy kept her from returning to training.
بیحالیِ مداوم مانعِ بازگشتِ او به تمرین میشد.
He described a sudden lethargy after the overnight flight.
او از بیحالیِ ناگهانیِ پس از پروازِ شبانه گفت.
The heat left everyone struggling against lethargy.
گرما باعث شده بود همه بهسختی با رخوت و بیحالی مقابله کنند.
نکتهٔ کاربردی
Lethargy از یک بیمیلیِ گذرا یا خستگیِ خفیف شدیدتر و پایدارتر است؛ در بافتِ پزشکی، نشانه محسوب میشود نه تشخیص.
