از نظرِ جنسی بیپرده یا اشارهآمیز است، آنهم به شکلی زشت، رکیک یا خلافِ عفتِ عمومی.
مثالهای طبیعی
Her colleague reported lewd remarks during the conference.
همکارِ او از اظهارنظرهایِ جنسیِ زنندهای که در همایش شنیده بود شکایت کرد.
The comedian’s act grew lewder as the evening progressed.
هرچه شب پیش میرفت، برنامهٔ آن کمدین مستهجنتر میشد.
The poster was deemed lewd and removed.
پوستر را مستهجن تشخیص دادند و برداشتند.
نکتهٔ کاربردی
Lewd مشخصاً بارِ جنسیِ زننده دارد؛ بیادبی یا خشونتِ غیرجنسی برایِ کاربردِ این صفت کافی نیست.
