فردی که در بافت سیاسی مربوط، از ایدههای سیاسی یا اجتماعی لیبرال حمایت میکند
مثالهای طبیعی
He was regarded as a liberal by his contemporaries.
همعصرانش او را یک لیبرال میدانستند.
Liberals and conservatives disagreed over the proposed reform.
لیبرالها و محافظهکاران بر سر اصلاحات پیشنهادی اختلاف داشتند.
She describes herself as a liberal on social issues.
او خود را در مسائل اجتماعی لیبرال معرفی میکند.
نکتهٔ کاربردی
این اسم از نظر سیاسی وابسته به بافت است؛ نباید فرض کرد در کشورهای مختلف نشاندهندهٔ سیاستهای یکسانی است.
