معنی ۱neutral · 85%
کسی که شغلش ادارهٔ کتابخانه و کمک به افراد برای استفاده از خدمات آن است.
مثالهای طبیعی
The librarian helped me find a history book.
کتابدار کمکم کرد یک کتاب تاریخی پیدا کنم.
My sister is a librarian.
خواهرم کتابدار است.
Two librarians organized the children’s workshop.
دو کتابدار کارگاه کودکان را برگزار کردند.
نکتهٔ کاربردی
librarian نام یک شغل است و به هر کسی که در کتابخانه کتاب میخواند گفته نمیشود.
ترکیبهای رایج
— کتابداری که در مدرسه کار میکند
