معنی ۱neutral · 86%
مربوط به کشور لیبی، مردم آن یا فرهنگشان
مثالهای طبیعی
We tried Libyan food at the festival.
در جشنواره غذای لیبیایی امتحان کردیم.
Her Libyan colleague helped organize the conference.
همکار لیبیاییِ او در سازماندهی همایش کمک کرد.
My classmate is Libyan and speaks Arabic.
همکلاسی من لیبیایی است و عربی صحبت میکند.
نکتهٔ کاربردی
Libyan همیشه با حرف بزرگ آغاز میشود؛ چه پیش از اسم باشد و چه پس از فعل be.
ترکیبهای رایج
— فرهنگ مرتبط با لیبی
