معنی ۱formal · 90%
به شخص، سازمان، محصول یا فعالیتی اجازهٔ رسمی یا قانونی دادن
مثالهای طبیعی
The agency can license qualified practitioners.
این نهاد میتواند به متخصصان واجد شرایط مجوز بدهد.
Authorities license stations that meet technical standards.
مقامها به ایستگاههایی که استانداردهای فنی را رعایت میکنند مجوز میدهند.
She is licensed to operate the equipment.
او مجوز کار با این تجهیزات را دارد.
نکتهٔ کاربردی
`License` متعدی است و معمولاً شخص، سازمان، محصول یا فعالیتی را نام میبرد که اجازهٔ رسمی میگیرد.
