روشناییای که باعث میشود بتوانید چیزها را ببینید
مثالهای طبیعی
Light came through the window.
روشنایی از پنجره وارد شد.
I need more light to read.
برای خواندن به روشنایی بیشتری نیاز دارم.
The room was full of light.
اتاق پر از روشنایی بود.
نکتهٔ کاربردی
وقتی light به معنی روشنایی بهطور کلی باشد، معمولاً غیرقابلشمارش است.

